تبليغاتX
never_always

never_always

من به دنبال همیشه و هرگز در آن واحد هستم

خداحافظی

 

خداحافظ

مراقب خودتون و افکارتون باشید دوستان خوب

در پناه حق

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 10:25  توسط محسن  | 

ازدواج

 

همسرانی از جنس خودتان برای آرامش و سکون شما آفریده ایم

 

- زیادتر از این اگر بنویسم خرابش می کنم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 22:51  توسط محسن  | 

زندگی

 

تنها یکبار زندگی میکنید ...

هرگز فراموش نکنید ...

 

پ.ن ...

بعد از ماه ها دوباره میخوام بنویسم ....

سلام به همه دوستان ...

آقای علیرضا محمدی عزیز اگر من شعورم کم بود و در مورد علی که نمیشناختمش اینطور نوشتم ، شما چقدر با نوشته های من آشنا بودی که اینطور در مورد من قضاوت میکنی ؟

 

در پناه خداوند علیرضا محمدی  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 13:54  توسط محسن  | 

علی مرد غم !!! ؟؟؟

 

هر وقت صحبت از علی می شود انگار باید فقط گریه کرد ، سختی ها را تحمل کرد ، زجر کشید ، زجر کشید و زجر کشید .

آیا علی شادی هم می کرده است ؟

اصلا جشنی هم می گرفته است ؟

آیا اصلا علی خوشحال هم بوده است ؟

آیا علی به جز فقر چیز دیگری داشته است ؟

هر کس از شادی ها و ثروت های علی چیزی میداند برایم بگوید ...

من علی را فقط در فقر و سختی و زجر شناخته ام ، پس به سختی میتوانم برای تولدش شادی کنم ...

البته با تمام وجود دوستش دارم و تولدش را موهبتی بر بشریت میدانم اما می خواهم بدانم که آیا علی از پول و شادی بدش می آمده است یا نه ؟ و اگر بدش نمی آمده چطور بوده است ؟

 

در پناه خالق علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:0  توسط محسن  | 

آخر این خدا کیست که ..... !!!!

 

نمیدانم چه میگذرد

اما هر چه می گذرد نیازم به خداوند بیشتر می شود ....

شما چطور ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:47  توسط محسن  | 

زندگی ...

 

خیلی دنبال زیستن گشتم و خواستم زندگی کنم ....

و امروز دانستم که تا به حال زندگی می کرده ام ....

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:59  توسط محسن  | 

اولین داستان کوتاه

 

آخه قرآن هم شد كتاب .. خسته نشدي اينقدر قرآن خوندي !؟ ، نميدونم چي تو اين ورق پاره ديدي كه اصلا ولش نميكني!! ، نكنه واسه ثوابش مي خوني يا واسه اون نوري كه ميگن داره !! ...

آخه يك بار .. دو بار .. سه بار ... ده بار ... هر چيزي حدي داره خوب !! ...

مي خواي رفيق پيدا كني ميري قرآن ميخوني ، مي خواي ماشين معامله كني ، مي خواي با خانومت و بچه هات حرف بزني بازم همنطور ...

حتي يادته !!  واسه اينكه رشته ي مكاترونيك  رو انتخاب كني قران خوندي .!!

راستي ..

 تو كه اينهمه دوست داري به قول خودت اين آيه هاي زندگي رو بخوني و لذت ببري و آرام بشي ، تا حالا نديدم كه باهاش استخاره كني ...

من كلا يك بار قران رو روخوني كردم اما تا دلت بخواد باهاش استخاره كردم و هر وقت هم استخاره كردم و بهش عمل كردم موفق بودم و هميشه برام سواله ،  تو كه اينهمه قران مي خوني و همه ي تفسيرهاش رو هم خوندي و خودت واسه خودت تفسير هم مي كني چرا بك بار هم  باهاش استخاره نكردي !؟ ..

حالا جان من ، شعرهاي سهراب سپهري قشنگتره يا اين كلمه هاي عربي ؟!!  ..

يا وقتي دلت ميگيره حافط ميخوني بيشتر آروم ميشي يا قرآن ؟!!!..

به نظرت ، خوندن  ِ " هبوط " دكتر شريعتي كه پر از جلوه ها و هنرنمايي هاي  ادبي ، تصوير سازي هاي دلنشين  و احساسات عصيان كننده است ، قشنگتره ؟؟ يا اينهمه جمله هاي تكراري و داستانهاي قديمي و پند و اندرزهاي ساده كه هر روز تو قرآن ميخونيد شون ؟؟....

هيچ وقت اين حرفهام رو يادم نميره كه به بنيامين ، دانشجوي ممتاز  فوق ليسانس رشته مكاترونيك  دانشگامون ميگفتم و اون هم هميشه با يك خنده ي دلسوزانه به من ميگفت :

محسن جون : گر مي نخوري طعنه مزن مستان را

تو پسر خوبي هستي اما يه ذره زود نظر ميدي و فكر مي كني عقل كلي ، بعدش هم سريع يه خند ه اي ميكرد تا ناراحت نشم  .

الان 4 ساله كه از اون حرفهام ميگذره  و هيچ وقت فكر نميكردم كه يه روزي قران مانع از خودكشيم بشه و همون پند و اندرزهاي سادش آرام بخش تنهايي هام و خلاء هاي فلسفيم بشه   ..

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 12:20  توسط محسن  | 

این نو شدن مبارک

 

از همین ابتدا بگویم که این نو شدن نیز بگذرد ..

 

و من بدنبال آنم که هرگز نگذرد ...

همان " همیشه و هرگز " که هر روز نظاره اش می کنم

و هر روز حریص تر از دیروز ، مشتاق دیدار  .

قدر نو شدن ها را بدانیم ... آخر تمام اینها بهانه اند ، تا برای همیشه نو شویم . 

 

 

در پناه او که غبار کهنگی هرگز با او نبوده است

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 6:55  توسط محسن  | 

من نمینالم

قرنها نالیدن بس است .

می خواهم فریاد کنم ، اگر نتوانستم سکوت می کنم .

مردن در خاموشی از نالیدن بهتر است .

( دکتر شریعتی )

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 10:24  توسط محسن  | 

درسهای کنکور

 

سلام دوستان عزیزم  ( واقعا برام عزیزین )...

ـ کنکور خوب بود ....

ـ اما خوب نبود ....

خوب نبود ، چون سر جلسه قاطی کردم و  تمرکزم بهم ریخت و وقت کم آوردم و ....

خوب بود چون این درسها رو به من داد :

۱- تنها شکست در زندگی ، دست برداشتن از تلاش است .

۲- که باید بیشتر تلاش کنم .

۳- زیاد به خدایی که واسه ی خودم ساختم اعتماد نکنم .

۴- تنها و تنها به خدا اعتماد کنم .

 

امیدوارم همیشه موفق باشین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 20:27  توسط محسن  |